9 آپریل کارمند NYSE اظهار کرد که معاملات رمزنگاری، محیطی است که نمیتوانند از آن چشمپوشی کنند و بیان نمود که مردم به خالق مبهم بیتکوین یعنی ساتوشی ناکاموتو بیشتر از صندوق ذخیره فدرال (بانک مرکزی بزرگترین اقتصاد جهان) اعتماد میکنند. در این مقاله ما سعی در بررسی این موضوع داریم که «چرا باید مردم به یک فرد گمنام پشت ارز رمز بیشتر از بانک مرکزی آمریکا اعتماد نمایند».
تاریخچه صندوق ذخیره فدرال
اجازه دهید ابتدا درباره منشا و نقطه شروع صندوق ذخیره فدرال صحبت کنیم. بانک مرکزی بیش از 100 سال است که به وجود آمده است و قبل از جنگ جهانی اول در سال 1913 تاسیس شد. برخلاف اسم ذخیره فدرال که یک نام سازمانی است، به فدرال هیچگونه ربطی ندارد. بانک مرکزی در واقع یک موسسه شبه خصوصی است که نام فدرال را در خود دارد، همچنین کلمه «ادغامشده» را به همراه دارد. Fed به آزادی درخواست اطلاعات اشاره نمیکند و برخی از اعضای هیئت رییسه آن به صورت عمومی انتخاب نمیشوند اما از بانکهای عضو آن رایگیری صورت میگیرد.
مطالب ویژه
بانک مرکزی از چیزی که طرح Aldrich نامیده میشود، گرفته شده است. این طرح در پاسخ به ناآرامیهای بازار در اواخر قرن 19 و اوایل 20 به وجود آمد. همچنین طرحی برای تحکیم قدرت در اقتصاد آمریکا بود. پاول واربرگ در طرح Aldrich که در ادامه با جزییات بیشتری در مورد آن صحبت میکنیم شرکت داشته است، او همچنین بخشی از مجموعه صنعتی-نظامی بوده است که در کمک مالی به آلمان نازی نقش داشته است.
موسس مجله فوربز آقای برتی چارلز بیانیه زیر را منتشر میکند :
یک مهمانی از بزرگترین بانکداران ایلاتی که نیویورک را غارت میکنند در یک واگن خصوصی قطار که تاریک است تصور کنید که صدها مایل از جنوب مخفی هستند، مسیر مبهمی را راهاندازی میکنند، در سرزمینی قدم میگذارند که به جز چند خدمتکار در آن کسی وجود ندارد، با وجود چنین فضای امنیتی که نام یکی از آنها یکبار هم ذکرنشده است، زندگی میکنند، مبادا خدمتکاران هویت آنها را بیاموزند و مخفی ترین بخش در تاریخ مالی آمریکا را به جهان بیاموزند.
اگر شما تصور میکنید که طرح SegWit2x نامناسب بود، خالق صندوق ذخیره فدرال از روش مشابهی استفاده نموده است. ملاقاتهای مخفی بسیاری میان گزینههایی که تعیینکننده مسیر اقتصاد آمریکا برای قرن بعدی بود، برگزار شد.
اما بیتکوین به صورت پروژه متنباز خلق گردید به این معنی که هر کس میتواند به قالب و ایده ساخت سیستم پولی جدید آن دست یابد. بیتکوین به راحتی توسط هرکس که ارتباط با اینترنت دارد قابل دسترسی است.
قرن جنگ و تورم
یکی دیگر از دلایلی که مردم به فدرال اعتماد ندارند این است که در طول زمان وجودش، منجر به جنگ های مالی شده و به طور مداوم قدرت خرید متوسط آمریکاییها را کاهش داده است.
بانک مرکزی با حفظ نرخ ساختگی بالا یا پایین بهره، بر اساس نظریه چرخه تجارت اتریش، باعث ایجاد رونق و انحطاط در اقتصاد میشود. با کاهش نرخ بهره زیر مقدار نرمال سرمایهگذاری نامناسب رونق پیدا میکند و پول تازه هر چند به صورت موقتی اقتصاد را بالا میبرد. از آنجا که پسانداز برای سرمایهگذاری مالی لازم است پس مصرفگرایی کم میشود. با این وجود، با افزایش دلار در اقتصاد، بدون صرفهجویی در مصرف مورد نیاز می توان مصرف را افزایش دهد و اقتصاد را به سمت عدم تعادل بکشاند، که تنها با رکود اقتصادی حل می شود تا تعادل بین تولید و مصرف را بهبود بخشد. به طور خلاصه، مداخلات بانک مرکزی علت اصلی نوسانات اقتصادی است.
فدرال در حین جنگ در افزایش هزینههای دولت نقش فعالی داشته است تا در عوض بدهیهای دولت، دلار را چاپ و رواج دهد. بعضی افراد در مورد این که دلارهای اضافی که توسط این بخش تولید شدهاند و Roaring Twenties را تسریع نمودند میگویند که این دلارها تحت عنوان سرمایه خصوصی به آلمان رفتهاند. شناختهشدهترین شرکت پشتیبانیشده آمریکایی IG Farben است که منتسب به واربرگ است و ارتباطی میان پرسکات بوش و هیتلر بوده است؛ بوش سازنده شرکت اتحادیه بانکداری بود و روابط نزدیکی با صندوق ذخیره فدرال داشت.
صندوق ذخیره فدرال در آن زمان و در عمل بدهیهای دولت را بر روی ترازنامه خود تعریف کرد، ارزش دلار را برای پرداخت هزینههای جنگ کاهش داد. در واقع، اقتصاددان میلتو فرایدمن و آنا ج.شوارتز تخمین زدند که پنج درصد هزینه جنگ ناشی از تورمی القایی صندوق ذخیره فدرال بوده است.
بیتکوین به پشتوانه ریاضیات، دلار آمریکا به پشتوانه مردم با اسلحه
پل کروگمن، اقتصاددان بلند اندیش، اظهار داشت که ارتش ایالات متحده به دلار آمریکا ارزش میدهد. در صورتی که در مورد تعداد جنگهایی که آشکارا و پنهان ارتش ایالت متحده در آن شرکت داشته است فکر کنیم در مقابل این بیانیه شگفتزده نمیشویم. از آنجا که از میان برداشتن تمام روابط بین دلار و طلا پس از سال 1971، توانایی ایالات متحده برای ایجاد جنگ بیشتر شد، زیرا بانک مرکزی میتواند عرضه پول را به شدت افزایش دهد. اگر هر کسی سعی در از بین بردن دلار آمریکا به عنوان پرداخت اولیه برای نفت داشته باشد، از بین می رود – سرنوشت صدام حسین و معمر قذافی، دو رهبر که قصد داشتند دلار آمریکا را به ترتیب به یورو و طلا تغییر دهند ببینید.
حتی یک گزارش تاریخی از صفحه تاریخ خود بانک فدرال اذعان میکند که هدف اصلی بانک مرکزی حمایت از فعالیتهای جنگی است و شاید بتوانیم فرض کنیم که هدف خود را برای حمایت از ارزش دلار به طور کامل رها نکردهاند. (و در پرتو حرکت اخیر دوری کشورهایی مانند چین، ایران و روسیه از نفت Petrodollar را میتوان یاد کرد).
هنگامی که ایالات متحده وارد جنگ شد، هیئت مدیره بیانیهای را منتشر کرد که بیان میکرد سیستم ذخیره فدرال آماده استفاده از قدرت خود برای اطمینان در همه زمانها و تامین منابع مالی برای جنگ بود (هیئت مدیره 1943، 2). تامین مالی جنگ هدف اصلی ماموریت حین جنگ ذخیره فدرال بود.
در حالی که بانکداران مرکزی میتوانند پول را به صورت دلبخواهی گسترش داده و قرار داد مالی ببندند، بیتکوین طراحی شده است که به عنوان یک کالا عمل کند و به صورت عرضه طلا مدلشده است. تنها 21 میلیون وجود خواهد داشت و تورم در طول زمان کاهش مییابد این بدین معناست که قدرت خرید مشابه آنچه برای پولهای بیپشتوانه اتفاق افتاد، تخریب نخواهد شد.
نوینسازی عظیم: ذخیره فدرال از خود قدردانی میکند!
در زیر نقل قولی از بن برنانکه، رئیس سابق بانک فدرال است که نشان دهنده دلایل دیگری است که چرا مردم به بانک فدرال اعتماد ندارند :
توضیح سیاسی برای نوینسازی بزرگ مستلزم اعتبار بیشتری است که در ادبیات به دست آمده است.
نوینسازی بزرگ به دوره 1990 و اوایل سال 2000 زمانی که فعالیت اقتصادی گسترش یافت و مردم از افزایش استانداردهای زندگی لذت می برند، برمیگردد. رئیس ذخیره فدرال در آن زمان در سال 2004 از صندوق فدرال به دلیل رشد پایدار قیمتها قدردانی میکند.
وی از اینکه در سال 2007 چه وقایعی رخ داده است اطلاعات اندکی داشت. هیچکدام از اقتصاددانان بانک فدرال پیش بینی یا پیشاخطاری نداند که در سالهای 2007-2008 بحران مالی جهانی به اقتصاد جهانی میرسد. در حقیقت، تنها تعداد کمی از اقتصاددانان سقوط اقتصادی که در سال 2008 به اقتصاد جهانی رسیده است را از قبل حدس زده بودند.
مشابه یک معاملهگر رمزگشای تازه وارد که همیشه بالا را خریداری می کند و پایین آن را می فروشد ذخیره فدرال به خاطر اینکه پس از گذشت یک دوره ثبات اقتصادی، از خود قدردانی کرد، قابل اعتماد نیست، با این حال آنها متوجه اتفاقات نشدند و به مسیر گام برمیدارند و هیچگونه اقدامی برای آمادهسازی انجام نمیدهند.
بحران مالی جهانی و تولد بیت کوین
پاسخ ذخیره فدرال به بحران مالی جهانی اعتماد به بانک مرکزی را نیز کاهش داده است.
تنها در سال 2009 بود که رون پال، نماینده کنگره، یک حسابرسی کامل از سیستم ذخیره فدرال پیشنهاد کرد . بخشی از سخنرانی ران پال در کنگره هنگام معرفی لایحه (H.R. 1207) برای حسابرسی سیستم ذخیره فدرال را در زیر بخوانید :
در طول تاریخ تقریبا 100 ساله، ذخیره رفدرال بر تخریب نزدیک به تمامی دلارهای ایالات متحده نظارت داشته است. از سال 1913 دلار به وسیله سیاست پولی ذخیره فدرال بیش از 95 درصد از قدرت خرید خود را از دست داده است. (…) ذخیره فدرال میتواند توافقنامههایی با بانکهای مرکزی خارجی و دولت های خارجی ببندد و GAO از حسابرسی و یا حتی دیدن این موافقت نامه ها ممنوع است. چرا یک سازمان دولتی ایجاد شده، که نیروی پلیس دارای قدرت اجرای قانون فدرال است و تبصرههای چه کسی که در این کشور وضعیت قانونی مناقصه ومزایده دارد، مجاز به توافق بدون نظارت با قدرت های خارجی و موسسات بانکی خارجی خواهد بود؟ اگر وزارت امور خارجه قادر به انجام این کار بود، آن را به عنوان یک سازمان سرکش میشناختند و و اگر یک شخص خصوصی این کار را انجام دهد او ممکن است تحت پیگرد قانونی تحت قانون Logan قرار گیرد اما برای فدرال اینگونه نیست.
در همان سالی که سیاستمدار لیبرال خواستار حسابرسی ذخیره فدرال شد، نسخه بیت کوین با بلاک ژنیک ماین(Genetic mine) در تاریخ 9 ژانویه 2009 پا به عرصه گذاشت. جالب این که میتوانیم بیتکوین، پاسخ سیاست پولی فدرال و کاهش تقاضا را به عنوان دو نسخه خطمشی متقابل ببینیم.
یکی از کمکهای مالی و مسیر مالی برای افرادی بود که از سیستم بانکداری خسته شده بودند در حالی که دیگری در تلاش برای حفظ سیستم مالی بود.
کاهش تقاضا یک سیاست انعطافپذیر است که از سال 2008 تا 2015 به ترازنامه بانک فدرال از 900 میلیارد دلار به 4.5 تریلیون دلار بالغ می شود و یک تمرین در اقتصاد بیثبات است، یعنی رویکرد بالا به پایین که توسط بسیاری از اقتصاددانان برجسته مورد انتقاد قرار گرفته است.
با خرید اوراق بهادار تحت حمایت وام مسکن و بدهیهای دولتی، بانک فدرال به عنوان آخرین راهحل وامدهنده ایفای نقش میکند و پولهای «مسموم» را از سیستم بانکی پاک میکند. عوارض جانبی بسیاری نظیر بازار داغ سهام، نابرابری فزاینده،امکان فعالیت شرکتهایی که در بازار آزاد و نرخ طبیعی بهره شکست خورده بودند، وجود داشت.
از سوی دیگر، بیت کوین به طور خاص با در نظر گرفتن کمک مالی بانک طراحی شده است، همانطور که توسط پست ساتوشی ناکاموتو در بلاک پیدایش بیان شده است. به جای کمک مالی به بانکها و شرکتهای بزرگ، میتوان سیستم ضد تورمی بیتکوین را به عنوان یک پاسخ سیاسی که برای همگان قابل دسترس است و برای ارایه سود یکسان به افرادی که توسط بانک فدرال به بانک های بزرگ معرفی میشوند، استفاده نمود. بر خلاف رویکرد بالا به پایین بانکهای مرکزی، بیتکوین یک حرکت مردمی، حرکت پایین به بالا و جاه طلبی برای سیستم پولی کاملا جدید و اقتصاد جهانی است.
با عضویت در بیتکوین، شما در برابر نظام سنتی مالی، سرمایهداری قدرتمداران و قدرتمندان جامعه شرطبندی میکنید تا بانکها را شکست دهند. همانطور که جهان با بیاثرکردن منابع مالی ادامه دارد، ارز رمز پیشتاز به مردمی که میخواهند از سیاستهای بانکهای مرکزی و ناتوانی مقامات منتخب و انتخاب نشده رهایی یابند راهی را پیشنهاد میدهد. با استفاده از بیتکوین شبیهسازی استاندارد استفاده از طلا، اگر کشورها بخواهند این نظام پولی یا چیزی شبیه به آن را اتخاذ کنند، توانایی استفاده از تورم و بدهی برای تامین مالی جنگ ها به شدت محدود می شود و چرخه های تجاری می توانند به طور موثر تر ساخته شوند.



به بحث بپیوندید