تعطیلی آیکوهای تقلبی همچنان ادامه دارد

دو شرکت در حوزه‌ی املاک و مستغلات و فروش الماس به مدیریت ماکسیم زاسلافسکی(Maksim Zaslavskiy) که از طریق آیکو اقدام به جذب سرمایه کرده بود، از سوی کمیسیون بورس و اوراق بهادار به دلیل ادعاهای واهی و اوراق بهادر ثبت‌نشده تعطیل شد. ولی چرا این اتفاق همچنان رخ می‌دهد؟

شرکت‌های REcoin و DRC World

زاسلافسکی با ارائه‌ی «اولین ارز دیجیتالی با پشتوانه‌ی املاک مستغلات» به سرمایه‌گذاران، سرمایه‌ی آنها را جذب و در ظاهر، مجدد در حوزه‌های مختلف سرمایه‌گذاری می‌کرده است. به گزارش کمیسیون بورس و اوراق بهادار، بیانیه‌های صادر شده از سوی او در خصوص اینکه در این شرکت «تیمی از وکلا، افراد حرفه‌ای، کارگزارها و حسابدارها فعالیت دارند» کذب محض بودند.

همچنین این شرکت ادعا کرده بود که REcoin بین 2 تا 4 میلیون دلار سرمایه جذب کرده، در حالی که به زور نزدیک به 300 هزار دلار جمع شده بود.

شرکت DRC World یا Diamond Reserve Club نیز با وعده‌ی‌ دسترسی سرمایه‌گذارها به الماس‌‌هایی با قیمت پایین‌تر از بازار به شرط عضویت در این شرکت، سر آنها را شیره مالیده است. طی بازرسی‌های به عمل آمده از این شرکت از سوی کمیسیون بورس و اوراق بهادار، هیچ شواهدی مبنی بر اینکه الماسی خریداری شده باشد یا عملیاتی تجاری با دلالان الماس صورت گرفته باشد پیدا نشد. به‌رغم این مسأله، زاسلافسکی به جذب سرمایه از سرمایه‌گذارها از طریق ارائه‌ی پیشنهادهای باز درباره‌ی این موضوع ادامه داده است.

پس از توقیف دارایی‌ها و شرکت او، کمیسیون بورس و اوراق بهادار او را به نقض قوانین ثبت اوراق بهادار و مبارزه با تقلب که در قوانین اوراق بهادار فدرال آمده‌اند متهم کرد. همچین او را از مشارکت در هر گونه عرضه اولیه ارز دیجیتال (آیکو) در آینده منع کرده‌اند.

مثال همیشگی: فعالیت متقلبانه شایع است

مورد زاسلافسکی از این منظر مهم و درک آن آسان است. او که مالک این دو شرکت بوده، خدماتی را در ازای یک محصول پیشنهاد داده، سرمایه‌ی سرمایه‌گذارها برای این خدمات و محصولات را دریافت کرده و در عمل چیزی نداشته تا به آنها بدهد. هیچ خبری از الماس و وکیلِ املاک و مستغلات نبوده است. شاید این اولین باری باشد که مقامات آمریکایی در خصوص چنین اتهام‌هایی برای یک آیکو پرونده تشکیل داده‌اند، ولی به هر حال این نوع کلاه‌برداری قطعاً شایع است.

فقط کمیسیون بورس و اوراق بهادار نیست که ابراز نگرانی می‌کند، حتی برجسته‌ترین فعالان بازار نیز نگران‌اند که فقدان مقررات به سقوط بزرگ بازار منجر شود. جکسون پالمر، خالق Dogecoin، به‌رغم تلاش‌های زیادش برای به سخره گرفتن ارزش بی‌ثبات چیزی که ارزشش را از الگوی رفتاری مردم می‌گیرد، ثروتمند شد.

زمانی که ارزش بازار Dogecoin در سال 2014 به حدود 400 میلیون دلار رسید، «این ارز دیجیتالی به آهنربای طمع تبدیل شد و گروهی از کلاه‌بردارها و هکرهایی که سر سرمایه‌گذارها را شیره می‌مالند جذب خود کرد، محصولات تقلبی را با آن رواج دادند و بسیاری از حامیان اصلی این ارز را دست خالی گذاشت.»

از این منظر، ممنوعیت ارزهای دیجیتال در چین و کره جنوبی کمی منطقی‌تر به نظر می‌رسد. در صنعتی که از طریق 140 آیکوی مختلف در امسال، 1/2 میلیارد سرمایه جذب کرده و آمار و ارقام هیچ نشانه‌ای از توقف آن نشان نمی‌دهند (در واقع، کسی به چین و حرف‌های جیمی دایمن اهمیتی نمی‌دهد)، این سؤال پیش می‌آید که این رفتارهای متقلبانه حاکی از شکل‌گیری حبابی مشابه سال 2008 نیست؟ این سؤال شاید زیاده‌روی باشد و بعید است چنین چیزی رخ دهد.

مشکل اصلی به این صورت است: فرض کنید زاسلافسکی سرمایه‌های به دست آمده از DRC World و REcoin را مجدد در آیکوی دیگری سرمایه‌گذاری کرده است. فرض کنید این آیکو نیز به مانند قبلی مشکوک است و مدیر عامل این آیکوی مشکوک این منابع مالی را در آیکوی دیگری سرمایه‌گذاری کند. با ادامه‌ی این روند، این منابع مالی به انتهای زنجیره می‌روند و هیچ‌کدام از سرمایه‌گذاران مربوطه در جریان این روند قرار نمی‌گیرند. تیم سوانسون (Tim Swanson)، بنیانگذار و رئیس تحقیقات در آزمایشگاه Post Oak، به این روند «آیکوسازی» می‌گوید.

لزوم راستی‌آزمایی و نه مقررات

در این میان، بهترین کار این است که عقل سلیم را به کار بیندازید. کلیه‌ی مقاله‌های سفید (وایت پیپر) ارائه‌شده از سوی مدیر عامل را بخوانید، سؤال‌های مهمی درباره‌ی ثبت یا عدم ثبت عرضه‌ی اولیه بپرسید (راهنمایی کوچک: احتمالاً ثبت نشده باشد) و بپرسید با در اختیار داشتن توکن‌های شرکت، از چه حقوقی برخوردارید. در غرب وحشی، امپراتوری‌هایی یک روزه به وجود می‌آیند و همان شب از بین می‌روند.

وقتی حتی زمان نمی‌گذارید تا برای پیشگیری از وقوع چنین مسائلی، حداقل چند مورد کلاه‌برداری در این زمینه را بررسی کنید، این سؤال پیش می‌‌آید که می‌خواهید درس عبرت سختی بگیرید یا نه؟ تمام موانعی که آیکوها با آنها مواجه‌‌اند پیش‌تر هم نیز وجود داشته‌اند. این موانع وجود دارند تا افرادی مانند زاسلافسکی نتوانند با پول شما در بروند. پس چرا به آنها اجازه‌ی چنین کاری را می‌دهید؟