چرا آیکوها ارزشمندند؟

عرضه‌های اولیه‌ی پول‌های رمزگذاری‌شده (ایکو) مرا دیوانه کردند. در واقع، وقتی به این موضوع فکر می‌کنم، بسیاری از «آلت‌کوین‌ها» نیز مرا دیوانه کردند. اصلاً چرا باید ارزش داشته باشند و چرا ارزش‌شان این‌قدر زیاد است؟

فقط به دلیل اینکه چند بانک ژاپنی برای انتقال اطلاعاتِ جابه‌جایی پول از XRP (ریپل) استفاده می‌کنند، XRP باید پنج میلیارد دلار بیارزد؟ فقط به‌خاطر اینکه در بسیاری از قراردادها از بلاک‌چین اتریوم برای قراردادهای هوشمند استفاده می‌شود (و در آینده بیشتر هم استفاده خواهد شد)، ارزش اتریم (ETH) باید 28 میلیارد دلار باشد؟

چرا سهام عادی شرکت‌ها در بورس ارزش دارد؟ از نظر تئوری، سه دلیل اصلی وجود دارد: حق رأی سهام‌دارها، سود سهام و افزایش ارزش. این سه عامل با اختلاف زیاد از سایر عوامل (البته اگر عامل دیگری وجود داشته باشد) بیش‌ترین منبع ارزش سهام شرکت‌ها در بورس هستند.

در ادامه هر یک از این عوامل را در بستری جدید به‌شکل تفصیلی‌تر بررسی کرده و تعیین می‌کنیم کدام‌یک امتیاز بالاتری می‌آورد.

حق رأی سهام‌دارها

چه کسی خودش یا نماینده‌ی قانونی‌‌اش در مجمع سهام‌داران چهار شرکت فیس‌بوک، آمازون، نت‌فلیکس و گوگل یا هر شرکت دیگری رأی می‌دهد؟ اگر سهام شرکت AMD را داشته باشید، در مجمع سهام‌داران رأی می‌دهید؟ اگر 10 هزار (یا حتی یک میلیون) سهم داشته باشید، رأی شما تأثیری دارد؟

گوگل (یا دقیق‌تر بگوییم آلفابت) 700 میلیون سهم در دست سهامداران دارد. به‌جز سهامداران عمده، رأی بقیه‌ی سهامداران در مجمع تأثیری ندارد. با توجه به برخی ساختارهای سازمانی، حتی از دیدگاه تئوری، رأی دارندگان سهام عادی نیز تقریباً بی‌تأثیر است.

علاوه بر این، سازمان‌دهی و برگزاری مجمع سهام‌داران یا هر نوع مجمع رأی‌گیری کاری بسیار هزینه‌بر بوده و هر ساله میلیون‌ها دلار خرج روی دست شرکت‌های بزرگ می‌گذارد.

بنابراین در مقایسه با توکن‌ها، رأی دادن مزیت خاصی برای ارزش سهام‌ ندارد.

(به‌رغم وجود اصطلاح «ایکو»، در ادامه برای اشاره به دارایی‌هایی که شرکت‌ها در فضای رمزنگاری‌شده معرفی می‌کنند از کلمه‌ی «توکن» استفاده می‌کنم. این کلمه مفهوم را بهتر می‌رساند).

در واقع، خلاف این مسأله صحیح است. اگر بخواهیم نظام جدید رأی‌دهی شرکتی را اجرا کنیم، اینترنت، بلاک‌چین و توکن‌ها روش بسیار بهتری را برای این کار فراهم می‌کنند حال چه این رأی‌گیری درباره‌ی قطع‌نامه‌های یک شرکت یا اداره دولتی و چه برای همه‌پرسی باشد.

پس یک هیچ به نفع توکن‌.

سود سهام چطور؟

به‌جز محافظه‌کارترین شرکت‌هایی که در حوزه‌ای غیر از فناوری فعالیت می‌کنند، کدام‌یک از شرکت‌های فناوری سود سهام می‌پردازند؟ سال‌ها حتی پیش از پیشرفت ارزها و دارایی‌های رمزگذاری‌شده، بحث‌های قوی علیه پرداخت سود مطرح بوده است.

استدلال شرکت‌ها این است: اگر سرمایه‌گذاری پولش را به ما می‌دهد چون فکر می‌کند سرمایه‌گذاری روی ما خوب است، چرا باید پولش را به او برگردانیم و مجبورش کنیم تا مجدد در خصوص اینکه آن را کجا سرمایه‌گذاری کند تصمیم بگیرد؟ بهتر است که ما برایش تصمیم بگیریم و اگر سرمایه‌گذار پولش را لازم دارد یا فکر می‌کند بهای سهامش کاهش می‌یابد، بهتر است سهامش را بفروشد!

از دیدگاه سرمایه‌گذاران، هیچ بهتری وجود ندارد. سرمایه‌گذار می‌گوید: «به تازگی پس از کلی تلاش و این در آن در زدن تصمیم گرفتم پولم را کجا سرمایه‌گذاری کنم و حالا دوباره هر سه ماه یک‌بار دوباره باید همه‌ این کارها را تکرار کنم؟! راحتم بگذارید! »

پس سود سهام هم تأثیری ندارد.

دو هیچ به نفع توکن.

با این حساب، فقط افزایش ارزش می‌ماند که در ادامه دقیق‌تر به بررسی آن می‌پردازیم.

افزایش ارزش

افزایش ارزش نمایانگر ارزش شرکت در نگاه سرمایه‌گذارهاست. در اینجا قصد نداریم به بررسی نحوه‌ی ارزشگذاری تک‌تک شرکت‌ها بر اساس سنجه‌های مشخص بپردازیم. بلکه نصفه‌ی دیگر این معادله مدنظرمان است: اینکه اکوسیستم چه تأثیری بر ارزش شرکت دارد؟

آلفابت مثالی واضح در این زمینه است. این شرکت علاوه بر اینکه به دلیل سنجه‌های داخلی‌اش (شامل سود قبل از کسر بهره و مالیات (EBITDA)، رشد، تعداد جست‌وجوها با استفاده از گوگل و غیره) یکی از ارزشمندترین شرکت‌هاست، بر اساس سلامت فضای کلی موتورهای جست‌وجو و سهم از بازار آلفابت در این فضا نیز ارزشمندترین شرکت به حساب می‌آید.

به عبارت دیگر: اگر سهم گوگل از بازار موتورهای جست‌وجو به‌شدت و به‌طور پیوسته افت کند، حتی اگر سنجه‌های داخلی‌اش (از نظر منطقی به دلیل افزایش ناگهانی تقاضا در بازار کلی موتورهای جست‌وجو) به رشد ادامه دهند، ارزش سهام گوگل افت (یا حتی سقوط) خواهد کرد (حتی اگر پیش‌بینی‌ها و سنجه‌های داخلی‌اش تغییری نکنند).

هنوز مشخص نیست توکن برنده‌ی این بازی است یا سهام، ولی پیش از این به اندازه‌ی کافی در خصوص سهام‌های بدون پشتوانه بحث شده است!

شاید این سؤال برای‌تان پیش بیاید که این مسأله چه ربطی به ایکوها و توکن‌ها دارد؟ جواب من این است: توکن‌ها ارزش اکوسیستمی را نشان می‌دهند که از سوی شرکت صادرکننده‌ی آنها به وجود آمده است.

علت منطقی بودن ارزشگذاری بالای این اکوسیستم‌ها این است که تقریباً کلیه‌‌ی مؤلفه‌های مرتبطِ مورد استفاده برای ارزشگذاری شرکت را در خود دارند.

تنها مؤلفه‌‌ی مفقوده این است که توکن‌ها به مانند سهام به‌صورت مستقیم با ارزش «شرکت صادرکننده‌ی توکن» مرتبط نیستند. با وجود این، در غیاب ارزش شرکت (وقتی حتی شرکت به خودی خود وجود دارد) توکن‌ها به‌طور کامل ارزش درک‌شده‌ی اکوسیستم ایجاد شده از سوی آن شرکت (از جمله خود شرکت) را نشان می‌دهند.

این مسأله یکی دیگر از تفاوت‌های بین سهام و توکن‌ها را مشخص می‌کند: بیشتر توکن‌ها دارای بُعد مهم ارزشی هستند که سهام‌‌ها (یا هر کدام از اوراق‌ بهادار بدون پشتوانه) فاقد آن هستند. آن بُعد ارزشی همان سودمندی توکن‌هاست.

(قابل توجه مسئولین کمیسیون بورس و اوراق بهادار: سودمندی یکی از مؤلفه‌های مهم است که نشان می‌دهد چه تعداد توکن می‌توانند «آزمون هووی» (Howey test) را با موفقیت پشت سر بگذارند.)

آیا تا به حال کسی توانسته با استفاده از سهام آلفابت، هزینه‌ی تبلیغات در سرویس ادوردز گوگل را بپردازد؟ بعید می‌دانم.

با وجود این، با استفاده از Presearch می‌توانید بابت جست‌وجو پول بگیرید، با استفاده از Filecoin می‌توانید فضای ذخیره‌سازی بخرید، با استفاده از Engagement Coin می‌توانید برای محتوا پول بگیرید، با استفاده از BAT، بابت توجه‌تان پول درمی‌آورید و حتی برای رأی دادن، به شما VOTES می‌دهند (مورد آخر چند مشکل قانونی دارد، ولی منظورم را می‌گیرید). توکن‌ها حکم پول را دارند و می‌توان با آنها خرید و فروش کرد. ولی سهام‌ها این قابلیت را ندارد.

نه تنها می‌توانید با توکن‌ها این کارها را انجام دهید، بلکه استفاده از توکن‌ها تنها روشی است که امکان انجام این کار را به شما می‌دهد (با استفاده از اوراق بهادار بدون‌پشتوانه چنین چیزی امکان ندارد). توکن‌ها به دلیل ایجاد هم‌افزایی بیشتر بین خریدار و فروشنده، سازندگان و کاربران، توسعه‌دهندگان و مشتریان، مدل‌های تجاری کاملاً جدیدی را به وجود می‌آورند که خلاقانه‌تر، قدرمندتر و بی‌واسطه‌تر از مدل‌های تجاری قدیمی هستند. در واقع واسطه را حذف می‌کنند.

بنابراین بین این واقعیت که توکن‌ها هیچ مزیت مادی نسبت به سهام شرکت‌ها ندارند و ویژگی‌های دیگری دارند که سهام‌ها ندارند، مشخص است که توکن‌ها از نظر قانونی ارزش قابل‌توجهی دارند.

ادعایی ندارم حرف‌هایی که زدم جواب کل ماجراست، ولی جواب بخش زیادی از این معماست.

به نظرم دو مسأله‌ی قابل‌توجه وجود دارد:

  1. نحوه‌ی ارزشگذاری توکن‌ها چطور است؟
  2. با شرکت‌هایی که هم سهام و هم توکن صادر می‌کنند چه کار کنیم؟

ارزشگذاری توکن‌ها

به «سنجه‌های مشخص» مورد اشاره در فوق برمی‌گردیم. روش‌های ارزشگذاری شرکت‌ها دهه‌هاست که تغییری نکرده و ثابت مانده‌اند. استفاده از درآمد، حاشیه سود، EBITDA، PPE، ارزش شرکت و غیره در روش‌های ارزشگذاری مثل تنزیل جریان نقدی، شرکت‌های قیاس‌پذیر، معامله‌های قیاس‌پذیر و سایر روش‌ها به شما یک عدد می‌دهند.

در حال حاضر از این روش‌ها نمی‌توان برای ارزشگذاری توکن‌ها استفاده کرد چرا که داده‌های به نسبت کافی وجود ندارد (و معلوم نیست چه داده‌ای باید جمع‌آوری کرد) و این اکوسیستم‌ یا اکوسیستم‌ها همچنان در حال تکامل هستند. (چند ایده برای سنجه‌های قابل استفاده در این خصوص دارم که در مقاله‌های آتی توضیح می‌دهم.)

سهام و توکن

با شرکت‌های توکن که هم سهام و هم توکن صادر می‌کنند چه کنیم؟ (افشای کامل: خودم عضو هیئت مشاوره یکی از همین شرکت‌ها هستم.)

پس، آیا سهام نمایانگر ارزش شرکت و توکن‌ها نشان‌دهنده‌ی ارزش اکوسیستم به وجود آمده توسط شرکت هستند؟ آیا مورد اول زیرمجموعه‌ی مورد دوم نیست؟ شاید. معتقدم نمی‌توان بین این دو مورد فرق مشخصی قائل شد.

این ارزش‌ها به قدری به هم وابسته‌اند که حتی مدیر عامل یکی از همین شرکت‌های توکن را می‌شناسم که معتقد است سهام شرکتش هیچ ارزشی ندارد و تمام ارزش کل اکوسیستم (از جمله شرکتش) در همین توکن‌هاست. شاید حق با او باشد، ولی من هنوز قانع نشده‌ام.